تبلیغات
ஜღ☆ஜآژانــــــــس عشـــــــــــــقஜღ☆ஜ
ஜღ☆ஜآژانــــــــس عشـــــــــــــقஜღ☆ஜ
هی دس تکون میدم هی داد میزنم اون سنگ دل ولی هم کـــــــــوره هم کــــــــــــره! 
قالب وبلاگ
 

سخته کنار تو من، بمونم و نباشی

با هر نگاه تازه، بخوای ازم جداشی

 

حتی نفس کشیدن، بی تو برام عذابه

زندگی بی نبودت، حباب روی آبه

 

رفتن تو دوباره، غصه برام میاره

بمون نذار که بازم، دل بشه پاره پاره

 

سخته اگه ببینم، قلب منو شکستی

کنار عشق تازه ت، بی دغدغه نشستی

 

سخته بدون چشمات، طلوع صبح و دیدن

بدون لمس دستات، به تنهایی رسیدن

 

سخته ولی بدون که، دلم داره می میره

با هر نفس کشیدن، بهونت و می گیره

 


[ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 04:23 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
 

دوباره غمگینم، دوباره بی ریا

قدم بزن با من، ستاره ی تنها

 

قدم بزن شاید، که بغض شب وا شه

از اونور ابرا، ماهِ تو پیدا شه

 

ترانه بارون کن، شبای پاییزو

به خنده مهمون کن، منِ غم انگیزو

 

چقد کنار تو، قشنگه تنهایی

تو تلخ و غمگینی، تو اوج گیرایی

 

تو شکل رویایِ، منی که پژمرده

منی که احساسم، تو رنگ شب مُرده

 

تو هم دلت تنگه، تو فکر بارونی

تو هم یه روز میری، تو هم نمی مونی

 


[ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 04:22 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]

همه چی قشنگ و شاعرانه بود

من فقط ازت همینو یادمه

همه تلخیاتو می سپرم به باد

حالا که رفتن تو مسلمه

 

گرمی دست تو مال من نشد

اما نبض این ترانه ها چرا

واسه رفتنت عجولی خوب من

اما هیچوقت نمی دونم به کجا

 

همه چی پر از هوای عشقته

همه جا تویی که غوغا می کنی

آخرش بهم نگفتی چی شده

که منِ عاشقو رسوا می کنی

 

همه چیزی که تو یادمه تویی

تویی که ساده ازم دل می بری

وقتی پای عاشقی وسط میاد

چرا از روی غرورم می گذری؟

 

همه چی قشنگ و شاعرانه بود

من بدیهاتو به جونم می خرم

واسه این که بدونی دوست دارم

دارم از عشق تو ساده می گذرم

 


[ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 04:20 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]

شدی فال یه دیوونه که می خواد عاشقت باشه

تورو با خوب و بد می خواد، اینا تموم حرفاشه

 

اگه بدونه می خندی بهشتش این زمین می شه

بذار ببینه خوشبختی، زمینش آسمونی شه

 

یه دیوونه که مجروحه که تقدیرش پر از درده

مگر خوشبخت بشه اونکه، یه عمری آرزوش کرده

 

بدون از ته دل می خواد، تورو صاحب شعراشو

تو یه عمری شدی دنیاش، خودش گم کرده دنیاشو

 

من همون عاشق خسته م، که براش جنون قشنگه!

واسه خوشبختی رویاش داره با دنیا می جنگه!


[ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 04:16 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
می دونم منو نمی‌خوای
نمی‌خوای، پیشم نمی‌آی
می‌دونم چشماتو بستی
زدی عهدتو شكستی
یاد وقتی بد نبودی
واسه خوبی سد نبودی
لحظه‌های با تو بودن
گریه با تو نبودن
ما و اون نم نم بارون
یاد گلهای تو گلدون
یاد اون غم قدیمی
یاد اون یار صمیمی
وقتی گفتی مهربونم
همه بلات بجونم
وقتی گفتی منو داری
دیگه هیچ غمی نداری
تازه آخرش كه رفتی
رفتنی كه برنگشتی
منو بی كس جا گذاشتی
تو قفس تنها گذاشتی
***
غم تو دربدرم كرد
عشق تو خاكسترم كرد
ولی هیچوقتی ندیدی
گریه‌هامو نشنیدی
تو ندیدی حال ما رو
حال عاشقای زارو
***
آخرش قصه تموم شد
عمر من بود كه حروم شد
***
آره رفتی مهربونم
ولی باز بلات به جونم
نمی‌خوام دلت بگیره
گرچه این دلم اسیره
برو خوشبخت شی الهی
آخرت نشه سیاهی
برو من هم دیگه میرم
راه تازه‌ای میگیرم
دیگه رو گل نمی‌خندم
راه قلبمو می‌بندم
تا كه یك روزی بمیرم
یه گوشه آروم بگیرم

***
اون زمون نیایی پیشم
نشی باز تو قوم و خویشم

[ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]

هر طور دوست داری با من رفتار کن

ولی امیدوارم روزی بفهمی که داری در مورد من اشتباه می کنی


[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
 

من میروم و تورا تنها میگذارم

تو را با تمام خاطرات شیرینی که با هم داشتیم تنها میگذارم

کوله بارم را از خاطزات تلخم پر میکنم

تقسیم منصفانه ای است!!!

خاطرات شیرین برای تو،تلخش برای من

دیگر در کنار پنجره به انتظار منشین

در نبودنم اشک هم نریز

من...

بی مهری هایم راکردم

اشک هایم را ریختم

تحقیرهایم را کردم

ولی انتقامم را هنوز نگرفته ام

تو تاوان بدی هایت را دادی!!!

.

عشق سکوت است نه فریاد

بخشش است نه انتقام

رها کردن است نه اسیر کردن

ماندن است نه ترک کردن

خندیدن است گرچه چشمانت خیس اشک باشد

ولی افسوس...


[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 08:19 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]

کی می گه گریه قشنگه حیف تو چشات ببارن

روی زخمای ترانه مرحم اشکو بزارن

من باید گریه کنم  من !!! نه تو که بوته یاسی

طفلی چشمای که یه عمری شدن از دست من آسی

اشکاتو بزار برای روزی که من دیگه نیستم

روزی که قدم از هر که بگیری می گه  نیستم

چه تحملی چه صبری

وقتی که از تو دوره دورم

وقتی که هیچ کی را ندارم که بشه سنگ صبورم

بخدا قسم که شکستم بخدا که پیره پیرم

سرنوشت ما همینه تو بمونی من بمیرم  

بغض فاصله شکسته صورت ترانه خیسه

 کاش می شد قصه ما را یکی از نو بنویسه

ماهی همیشه تشنه توی این اب گل آلود

بغضتو نشکن عزیزم گریه سرنوشت من بود

نه تو امدی نه بارون

هر چه چشم به جاده دوختم

توی حراجی گریه ساده اشکامو فروختم

 


[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 07:59 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]

آن که به من میگفت دوستت دارم مرا در تنهاترین تنهاییم تنها گذاشت و رفت.

به من گفت میسپارمت دست باد

گفت پس میگیرم تمام حرف هایم را

گفت قلب من پیش دیگریست.متاسفم عزیزم!!!

ولی اگر مرا به دست باد بسپارد،باد مرا هر جا که بخواهد میبرد

گفتم تو تمام حرف هایت را صادقانه میزدی

گفتم باور ندارم قلبت پیش دیگریست.ولی رفت!!!

حالا ما ها میگذرد و من مانده ام و این جای خالی

کاش حرف هایت را گوش میدادم

همیشه میگفت به من وابسته نشو شاید...

شاید چی؟؟؟نمیدانم

حال هم بی دلیل رفت تا من بیشتر از این وابسته او نشوم

وقتی دروغ میگفت اشک در چشمانش جمع میشد

وقتی هم که گفت قلب من پیش دیگریست اشک ها را دیدم در چشمانش

.

عاشقی یه جور دلیله واسه بی خودی گریه کردن

عاشقی یه جور دلیله واسه تنها گریه کردن

ولی عاشقی دلیلی برای بی بهانه رفتن نیست.هست؟؟؟


[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 07:55 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]

دلا تا نازکی و نازنینی برو که نازنینان را نبینی
در این رنگی دلا تا تو بلنگی نیابی در چنان تا تو چنینی
در آیینه نبینی روی خوبان که تا با خوی زشتت همنشینی
تو زیبا شو که این آیینه زیباست تو بی‌چین شو که آیینه است چینی
مشو پنهان که غیرت در کمین است همی‌بیند تو را کاندر کمینی
ز خود پنهان شدی سر درکشیدی ببستی چشم تا خود را نبینی
به لب یاسین همی‌خوانی ولیکن ز کینه جمله تن دندان چو سینی


[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 07:44 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
همه می گویند ماه زیباست ولی هیچ کس ندیدم که بگوید چرا او تنهاست !
بر دروازه ی شهر عاشقی نوشته اند:

معشوق همه ناز است و عاشق همه نیاز...

من از بوی نگاه نازنینت، خاطره ها دارم

[ چهارشنبه 17 خرداد 1391 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
 

عزیز

هیچ وقت غصه نخور.بگذار گذشته گذشته باشه

دعا کن.قدرت دعا بی اندازه ست

مهربونیاتو از هیچ کس دریغ نکن

کسی رو که به تو نیاز داره هیچ وقت تنها نذار

وسیع باش و تنها.    سربه زیرو سخت

گاهی برای خودت هم چشمکی بزن.   دستی تکان بده

رشته ی زندگیت رو به دستای امن خدا بسپار

        و یادت باشه:

اگه کاری رو همه ی دنیا نخوان ولی خدا بخوادانجام میشه

و اینو بدون که دوستت دارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


[ چهارشنبه 17 خرداد 1391 ] [ 09:24 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]

طلوعم کن  تو می توانی

شدم خورشید غرق خون

منو با چشمای نازت

 ببر تا مشرق رویا

تو خوب سوختن را می شناسی سکوت را از من بهتر

خلاصم کن از عشق که گاهی هست و گاهی نیست

 


[ جمعه 12 خرداد 1391 ] [ 11:47 ق.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
 
 
فردا به‌ جای‌ آدم‌ ها به‌ راه‌ها و جاده‌ هایی‌ که‌ قدم ‌ها را به‌ انتظار نشسته ‌اند، نگاه‌ می ‌کنیم‌. به‌ شاخه‌ ای‌ که‌ می‌ داند گنجشکی‌ قرار است‌ روی‌ آن‌ لانه‌ بسازد و به‌ باد که‌ بال‌ کبوتری‌ را به‌ بازی ‌خواهد گرفت‌.

[ جمعه 12 خرداد 1391 ] [ 11:41 ق.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
 
  دهانت را می بویند

              مبادا گفته باشی، دوستت می دارم!

  دلت را می بویند

                     روزگار غریبــــــــی ست نازنین!

  و عشق را

   کنارِ تیرکِ راه بند

                تازیانه می زنند!

                      عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد!

    در این بن بستِ کج و پیچ سرما

    آتش را

           به سوخت بار

                                 سرود و شعر

                                                 فروزان می دارند!

   به اندیشیدن خطر مکن!

                      روزگار غریبـــــــی ست، نازنین!

   آن که بر در می کوبد، شباهنگام

    به کُشتن چراغ آمده است!

                     نــــور را در پستوی خانه نهان باید کرد!

آنک قصابانند

   بر گذرگاه ها ، مستقر

  با کُنده و ساتوری خون آلود

                      روزگار غریبـــــــــی ست ، نازنین!

و تبسم را بر لبها جراحی می کنند

و ترانه را بر دهان!

                        شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد!

کبابِ قناری

 بر آتش سوسن و یاس!

                      روزگار غریبی ست نازنین!

ابلیس پیروز مست

 سورِ عزایِ ما را بر سفره نشسته است!

                       خــــــــــدا را در پستوی خانه نهان باید کرد


[ جمعه 12 خرداد 1391 ] [ 11:35 ق.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 11 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...

درباره وبلاگ

دستهایم را تا ابرها بالا برده ای


و ابرها را تا چشمهایم پایین


عشق را در کجای دلم .....


پنهان کرده ای که :


هیچ دستی به آن نمیرسد
نویسندگان
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تبادل لینک

فروش بک لینک