تبلیغات
ஜღ☆ஜآژانــــــــس عشـــــــــــــقஜღ☆ஜ
ஜღ☆ஜآژانــــــــس عشـــــــــــــقஜღ☆ஜ
هی دس تکون میدم هی داد میزنم اون سنگ دل ولی هم کـــــــــوره هم کــــــــــــره! 
قالب وبلاگ
من به تو خیره شدم
من به تو مات دوختم
من که از نگاهت در میان تنهاییم سوختم
از طپش تنهایی سکوتم بر تو خیره شدم
آن زمان که تو را از بر خواندم
در ذهنت تیره شدم
به شکل خاکستری شعرهایم در نگاهت کیش شدم
در نفسهایت گم شدم
من که در هر ثانیه با تو ثبت شدم
کنون در بادم
مثل شعله ای در باد بی یادم
من تو را از بر می خوانم
و در شعرم تو را یاس می نامم
در نگاهت ردپایی از عشق درک کردم
در گرمای آغوشت لذت یکی شدن را لمس کردم
در حضور دردم حضورت را حس کردم
همین لحظه بود که حرف دلم را از تو سرشار کردم
در لبخند تو امید به زندگی طلوع کرد
همانند آفتابی در تاریکی و بغض سرد
چه کودکانه دستانت را فشردم
و چه زود باورم را به تو سپردم
چه پیمان قشنگی است وقتی دل ها اصل اند نه فکر منطق بشری
من گویا در رویاها هستم
اما بگذار که عمرم اینگونه شود سپری
افسوس زمان در گذر است
لحظه ای رسیده است
از نوع حقیقت تلخ بیداری
از نوع جدایی اجباری
از نوع حسرت ها
فرصتی ازفاصله ها
زمانی به شکل خاطره ها
به دیروز خیره می شوی
تکرارش می کنی
این تکرار ترس از فرداهاست
ترس از خاطره هاست
این فاصله قدرت شکستن عهد ما را ندارد
حال بگو به آسمان و ستارگان
بگو به فال گیر تا می تواند در فال ما جدایی بکارد
بگو تا می تواند بین ما فاصله ببارد
اما این دوری طاقت شکستن عهد ما را ندارد
دیروز را از بر کن
امروز را لمسم کن
که فردایی اگر ببینم در کنار توست
که فرداها همه در یاد و نگاه توست

[ دوشنبه 19 دی 1390 ] [ 09:24 ب.ظ ] [ باد ] [ نظرات ]

دوستت دارم

ازالان

تا

ابد

 


[ دوشنبه 19 دی 1390 ] [ 09:23 ب.ظ ] [ باد ] [ نظرات ]

دستهایم را تا ابرها بالا برده ای


و ابرها را تا چشمهایم پایین


عشق را در کجای دلم .....


پنهان کرده ای که :


   هیچ دستی به آن نمیرسد


[ دوشنبه 19 دی 1390 ] [ 08:35 ب.ظ ] [ باد ] [ نظرات ]

هر روز عمرم از دیروز بد تره
عمری که هر نفس بی غم نمی گذره

دلگیر و خسته ام، بی روح و ساکتم
نبضم نمی زنه، پلکم نمی پره

می دونم، امشبم از خواب می پرم
از گریه ، تا سحر خوابم نمی بره

این زنده موندنه، بازنده موندنه
بی دوست ، زندگی ، مرگ از تو بهتره

اون روبروم داره پرواز می کنه
می بینمش هنوز از پشت پنجره

هی دست تکون میدم هی داد میزنم
اون سنگدل ولی هم کوره هم کره

حتی اگه من از این عشق بگذرم
قلب شکستم از حقش نمی گذره

دوران گیجی و سرگیجه گیت گذشت
محکم بشین دلم این دور آخره

اون روبروم داره پرواز می کنه
می بینمش هنوز از پشت پنجره

هی دست تکون میدم هی داد میزنم
اون سنگدل ولی هم کوره هم کره

 


[ دوشنبه 19 دی 1390 ] [ 08:20 ب.ظ ] [ باد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 8 :: ... 5 6 7 8

درباره وبلاگ

دستهایم را تا ابرها بالا برده ای


و ابرها را تا چشمهایم پایین


عشق را در کجای دلم .....


پنهان کرده ای که :


هیچ دستی به آن نمیرسد
نویسندگان
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تبادل لینک

فروش بک لینک