ஜღ☆ஜآژانــــــــس عشـــــــــــــقஜღ☆ஜ
هی دس تکون میدم هی داد میزنم اون سنگ دل ولی هم کـــــــــوره هم کــــــــــــره! 
قالب وبلاگ

فاصله ها...

دل شکسته ام، از تکرار حادثه ها به دنبال مرهمی هستم

تا رد پای زخمی را بزدایم .

می خواهم فاصله ها را به فراموشی بسپارم و امید را به خانه کوچک قلبم دعوت کنم.

اولین امید من آن وجود پاک توست و

آخرین امید من نگاه توست...


[ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 01:17 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم وز جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم


ای دو چشمانت رهی روشن به سوی شهر زیبایی ای نگاهت باده ای در جام مینایی آه ای شهزاده ی محبوب رویایی نیمه شب ها خواب می دیدم که می آیی


آری آغاز دوست داشتن است گر چه پایان راه ناپیداست من دگر به پایان راه نیندیشم


هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تورا هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

[ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 01:06 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]


وقتی که باز صدای آب می پیچه توی کوچه‌ها
پر میشه از عطر گل ها … انگار تموم دنیا

میشکفه غنچه گلی … در آرزوی زندگی …
براش همین کافیه که بهش بگن تو خوشکلی …

نگاه گل به آسمون … یه دم کنارش ننشست
به بوته خار دم دست، دلش رو یک نفس نبست

چی شد، چرا این راه به سراب است …؟؟!!
این همه، خام و سست و خراب است …!!!؟

یه روز یکی دید گل رو، خواست بچینه تاج سر و
تیزی تیغ ها رو که دید… عقلش بهش گفت که نرو

گل به خار گفت که چرا نمیشی از من ، تو جدا؟؟!
برو میخوام تنها باشم… تو خیلی زشتی به خدا…!!

یه صبح سرد خیلی زود… بوته خار اونجا نبود
با همه عشقی که داشت… با دلی که شکسته بود

چشمای گل یه وقتی دید که دستی اونو از شاخه چید
نگاه گل هر جا که گشت… بوته خاری رو ندید…!!

چی شد، چرا این راه به سراب است …؟؟!!
این همه، خام و سست و خراب است …!!!؟


[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 03:11 ب.ظ ] [ باد ] [ نظرات ]

 

جز نقش تو در نظر نیامد ما را جز کوی تو رهگذر نیامد ما را
خواب ارچه خوش آمد همه را حقا که به چشم در نیامد ما را

 


[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 04:29 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
تا ته قصه چه پیدا و چه پنهون با توأم

زیر آوار مصیبت یا که بارون با توأم

دل به دریا زدم و کاری به دنیا ندارم

تو سکوت سنگی دنیا غزل خون با توأم

هر چی تنهاتر بشی دنیا تو رو کمتر می خواد

خودت اونوقت ببین چقدر فراوون با توأم

سخت گرفته همه دنیا که تو رو رها کنم

تو هجوم سختی ها ببین چه آسون با توأم

تو زمستون سیاه و سینه سوز روزگار

سخته باور مثل جنگل تو بهارون با توأم

غرق موج عشقتم هرجا بری باهات میام

تو سکوت برکه و خروش کارون با توأم

هرچی تنهاتر بشی دنیا تو رو کمتر می خواد

خودت اونوقت ببین چقدر فراوون با توأم

سخت گرفته همه دنیا که تو رو رها کنم

تو هجوم سختی ها ببین چه آسون با توأم

 


[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 04:28 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
زندگی باید کرد !
 
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه با سوسوی امیدی کمرنگ
زندگی باید کرد !
گاه با غزلی از احساس
گاه با خوشه ای از عطر گل یاس
زندگی باید کرد !
گاه با ناب ترین شعر زمان
گاه با ساده ترین قصه یک انسان
زندگی باید کرد !
گاه با سایه ابری  سرگردان
گاه با هاله ای از سوز پنهان
گاه باید روئید
از پس آن باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان
لحظه هایت بی غم ............
روزگارت آرام ........
 

[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 01:26 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
اینجـــآ زَمیـــن اَســـتــ

رَســمــِ آدمهــآیَشــ عَجیــبــ اَســتــ

اینجــآ گـُـم کــه بِشـَـوی

بـِـه جــآی اینــکه دُنبــآلتــ بِگـَـردَند

فرآموشـَـتــ می کُننـَـد

عآشـِـق کــه بِشـَـوی

بــه جــآی اینــکه دَرکــَتــ کُنــند مُتَهَمَــتــ می کُننــَد

فَرهَنــگــِ لُغــتــِ اینجــآ چیــزی از

عِشــــــق و اِحســــــآس وغــُــــرور سـَـرَش نِمی شـَـوَد

زیــآد کــه خــوبــ بآشــی زیــآدی می شـَـوی

زیــآد کــه دَمِ دَســتــ بآشــی تِکــــــرآری می شـَـوی

زیــآد کــه بِخَنــدی بَرچَســبـِـ دیوآنـِـگی میخـُـوری

و زیــآد کــه اَشــکــ بِریــزی... عآشــِــــقی..!!

اینجــآ بآیــد

فـَـقـَــــــط ...

بــرآی دیگــرآن نَـفــَــــس بِکِشــی...!!!
 

[ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 02:15 ب.ظ ] [ باد ] [ نظرات ]
چقدر حرف هستــــ

و من سكوتــــ میكنمـ ...

آمدنتــــ رآ سكوتــــ كردمـ

داشتنتــــ رآ سكوتــــ كردمـ

رفتنتــــ رآ سكوتــــ كردمـ

انتظآر بآزگشتتــــ رآ همـ ...

حالا نوبتــــ توستــــ

بآید در سكوتــــ ...

بهـ تمآشآ بنشینے

سوختنمـ رآ ...
[ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 06:05 ق.ظ ] [ باد ] [ نظرات ]
 

ای عشق شکسته ایم، مشکن ما را

این گونه به خاک ره میفکن ما را

ما در تو به چشم، دوستی می بینیم

ای دوست مبین به چشم، دشمن ما


[ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ] [ 10:18 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
تــو ڪور بودے و مَـــن کَر و لال…

مـَـن برایت دَست تڪان دادمـــ وَ تـــو مَـــرا صِــدا زدے …

براے هَمیـن بود ڪه مـ ـا هَــرگز بهم نَرسیدیم …!!!
[ دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ] [ 08:34 ب.ظ ] [ باد ] [ نظرات ]

آهای تو که این همه دوری از من

                   این روزا در حال عبوری از من

آهای تو که فکر می کنی سوزوندی

                       دار و ندارمو با دوری از من .....................

طاقت نداری ببینی، می دونم

                           این همه طاقت و صبوری از من...............

ستاره ها میگن پشیمون شدی

                          میخوای بگی که غرق نوری از من ..................

  فکر نکنم بشه با صد تا دریا

                               این همه نفرتو بشوری از من..........................

 نمی دونم میخوای با قلب سنگی

    دل ببری بازم چه جوری از من؟


[ دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ] [ 07:32 ب.ظ ] [ باد ] [ نظرات ]
دل دل دل دیوونه کی قدر تورو می دونه 
عشق نیست حال تو ویرونه 
اونکه که تو دلم جاشه با عشقی که تو چشماشه 
ای کاش که مال من باشه 
این دل ماله تو بود اما از تو چه سود 
وای از رفتن تو وای از دنیایه سود 
عاشق تماشا کن مرا گاهی 
تا دلت شاید سوی من آید اگر خواهی 
تا عشق آید به همراهی 
دل دل دل دیوونه کی قدر تورو می دونه 
عشق نیست حال تو ویرونه 
اونکه که تو دلم جاشه با عشقی که تو چشماشه 
ای کاش که مال من باشه 


[ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ] [ 03:29 ب.ظ ] [ باد ] [ نظرات ]

 

 

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت...

در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت...

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد!

تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت!


[ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ] [ 02:30 ب.ظ ] [ باران ] [ نظرات ]
وقتی تو باشی ؛ زندگی برایم زیباست ؛ عاشقی برایم با معناست !
وقتی تو باشی ؛ قلبم بی آرزوست ، ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی !
وقتی تو عزیز دلم باشی ؛ همدمم باشی ؛ سر پناهم باشی ؛ طلوع آفتاب برایم آغاز یک روز پر خاطره دیگر با تو است !
تو هستی ، برای من هستی ، تا آخرش همه هستی ام هستی !!!
حالا من هستم و یک عشق پاک در قلبم !
وقتی تو باشی ؛ عشق در وجودم همیشه زنده است ، میتپد قلبم تنها برای تو و می گذرد لحظه ها به یاد تو و می ماند برای همیشه یک عشق جاودانه در قلبهایمان !
وقتی تو گل من باشی ؛ باغچه خشگ قلبم بهاری می شود ، این دل از عطر و بوی تو پر از محبت و صفا می شود !
وقتی تو عشق من باشی ؛ این چشمها برای دیدن تو بی قرار و بی تاب می شود ، حضور تو در کنارم تنها آرزو می شود !
وقتی تو همدمم باشی ؛ دیگر تنهایی با من بیگانه می شود ، غم و غصه های دنیا در قلبم فراری می شوند !
تو باشی ؛ عزیز دلم باشی ؛ عشقم باشی ؛ دنیا برایمان بهشت همیشگی می شود !
وقتی تو باشی ؛ وقتی تو همه زندگیم باشی ، این دل فدای قلب مهربانت می شود ، چشمهایم همیشه منتظر دیدن چهره ماهت میشود !
وقتی تو باشی ؛ من نیز هستم ، زیرا تو درون قلبم هستی !
پس با من باش ای عشق جاودانه ام ؛ بیا تا با هم بخوانیم ترانه عاشقانه ام را که برای تو سروده ام !
ای تو که بی تو بودن برایم خواب همیشگی است !

[ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 ] [ 06:11 ب.ظ ] [ باد ] [ نظرات ]

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.

 مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود. همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. ۲۰سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.
همه تعجب کردند. مرد گفت: “من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم.”


[ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 ] [ 06:09 ب.ظ ] [ باد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

دستهایم را تا ابرها بالا برده ای


و ابرها را تا چشمهایم پایین


عشق را در کجای دلم .....


پنهان کرده ای که :


هیچ دستی به آن نمیرسد
نویسندگان
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تبادل لینک

فروش بک لینک